Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘حلاج’

مرکز شهر در نیمه شعبان سال گذشته

» بیا و اشکهای در حال فرو ریختن از چشمهای به انتظار نشسته ما را مرهمی باش . بیا و برای بذر لاله های مهر و وفا و شقایقهای عشق و صفا در قلبهایمان باران باش . بیا و آینه دریا را از دست خورشید بگیر . بیا و قایق غمهایمان را ساحل و طلوع دلتنگی هایمان را غروب باش. «

» از گلوی هزاران مولانا ، دلهای سرد را خواهم سوزاند ؛ به اشکهای مجنون احترام خواهم گذاشت ؛ ناز لیلی را با صد نیاز خواهم خرید ، تیشه از دست فرهاد خواهم گرفت ؛ شیرین را از خسرو خواهم ربود ؛ بیستون عشق را فتح خواهم کرد ؛ حکم اعدام حلاج را به ازای جانم خواهم خرید . همه اینها برای وقتی است که تو بیایی مولای من و اگر نیائی ، باز هم به خیال آمدنت خواهم مرد. «

پ . ن 1 : متن های بالااز خودم نبودند ، سالها پیش بر طبق عادت جملاتی که دوست داشم در دفتری می نوشم ؛ متاسفانه اسم نویسندگان این مطالب را در کنار مطالب ننوشته ام.

پ . ن 2 :

چه انتظار عجیبی ، تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!عجیب ‎تر آن كه چه آسان ، نبودنت شده عادت ، چه بی خیال نشستیم ، نه كوششی، نه توجهی ؛ فقط نشسته و گفتیم : خدا كند كه بیایی !

پ . ن 3 :

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بر تمام عاشقان حضرتش خجسته و فرخنده باد.

امید که امسال همزمان با میلادش ظهورش را نظاره گر باشیم.

ب . ن: مرا اینجا هم میتوانید بخوانید.

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: