Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘دندانپزشک’

در برنامه نود  دیشب ( 4 آبان ) از بازیکنی نیجریه ای صحبت شد به اسم » سعید آگین سانیا » که بدلیل عدم هماهنگی باشگاهش با اداره کار بدلیل بدهی 28000 دلاری ، که در اصل باید توسط باشگاه به اداره کار پرداخت میشد و نشده است ، از کشور ممنوع الخروج شده است و پاسپورتش ضبط شده است ؛ اونهم از سه سال پیش !!!! این بازیکن نیجره ای حتی نتوانسته است به مراسم ختم پدرش برود. وقتی از نرفتنش و البته اجبار به ماندنش در ایران ،حتی زمان فوت پدرش سخن می گفت ؛ چشمانش پر از اشک شدو مرا یاد آن جمله معروف انداخت که : چه فاجعه ای است وقتی که یک مرد می گرید. این بیچاره سه سال است در ایران زندانی شده است! اینست رسم مهمان نوازی ! غم و اندوه بوضوح در چهره اش پیدا بود. من که بشخصه متاثر شدم. تو رو خدا ولش کنید برگرده به کشور خودش. گناه داره بیچاره !

پ . ن : جناب مایلی کهن در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی از واژه » گوش پزشک » استفاده کردند. بهتر است این واژه را هم در کنار واژگانی چون چشم پزشک و دندانپزشک و … استفاده کنیم!

Advertisements

Read Full Post »

در پست » دختری که رشد کرد ! « در مورد علاقه خودم نسبت به رشته پزشکی صحبت کردم ، هر جند این رشته  تنها رشته علوم پزشکی بود که به آن علاقه داشته و دارم ولی بصرف هم خانواده بودن رشته دندانپزشکی با پزشکی اخبار و خبرها و خاطرات شاغلین به این رشته را هم در مجلات و روزنامه ها و نشریات پیگیری می کردم. و از آنجائی که مجلات و نشریه های پزشکی رایگان و غیر رایگان به برکت وجود برادران عزیزم به منزل ما ارسال میشود ، همیشه پای ثابت نشریات پزشکی بوده ام. نشریه سپید نشریه ای است که از مدتها قبل آن را مطالعه میکردم. بدون اینکه نویسندگان مطالب را بشناسم. نوشته های بعضی از نویسندگان مطالب را بیشتر پیگیری می کردم. تا اینکه یک روز بر حسب اتفاق وبلاگ یکی از آنان را پیدا کردم. خوشحال بودم و فکر می کردم حالا دسترسی به مطالب ایشان برایم راحت تر است ولی با اتفاقاتی که افتاد بیشتر از قبل از دنیای مجازی متنفر شدم. حالا دیگر معتتقدم کاش همان خواننده خاموش نشریه باقی می ماندم یا اگر هم وبلاگشان را  می خواندم یک وبلاگ خوان خاموش باقی می ماندم. چرا که تحمل توهین بیخود را به هیچ وجه ندارم. مخصوصا آنکه یکی از خوانندگان وبلاگی باشد که من برایش کامنت گذاشته ام و بدون هیچ شناختی مرا نالایق و بی سواد بخواند!  حال شما قضاوت کنید :

این پست یکی از پستهای وبلاگ دندانپزشک کاذب است. وبلاگی که طرز نگارش نویسنده اش بنظر من درخور تحسین است. در کامنتی که به این پست نوشتم ، خواستم متفاوت از کامنت بقیه طنز را چاشنی کارم کنم . کامنتهای این پست را اینجا ببینید.  یک نفر بدون توجه به متن کامنت توهیناتی را نثار من کردند ؛ آنهم کجا در کامنتدونی وبلاگ یک نفر دیگر که احتمال دیدن آن کامنت که خطاب به من نوشته شده است توسط  من بسیار کم است. چرا گاهی اوقات به خودمان اجازه میدهیم هر قضاوتی که دلمان خواست بکنیم و آن را با حالت توهین آمیز بیان کنیم. واقعا متاسفم برای خودم که در دنیای مجازی هم آدمهائی که ادعای فرهنگ دارند ، چنین برخورد می کنند . واقعا متاسفم!

دکتر شایان عزیز در پایان با دیدن کامنت بعضی افراد به بعضی پستهای شما ، با رئیس بزرگ در یکی از پستهایتان کاملا موافقم آنجائی که گفتند : » این دستنوشته ها رو توی بلاگفا لطفا خراب نکن چون مخاطبت اینجور جاها کم پیدا می شه و احتمالا همه فکر می کنند که ….بعلللللللللللللللللللللله » . بعنوان خواهر کوچکترتان دیگر کاملا مطمئنم که برای تمام مطالب مخاطب کم پیدا میشود ، دیگر چه برسد به چنین مطالبی! پس لطفا هر مطلبی را در دنیای مجازی خراب نکنید . البته این نظر شخصی من بود و شاید به نظر شما کاملا اشتباه باشد.

Read Full Post »

روز قبل از نیمه شعبان این اس ام اس به دستم رسید :

«شاید این جمعه بیاید شاید… با تبریک نیمه شعبان جشن بزرگی روز جمعه 16 مرداد ساعت 9:30 شب در پارک ملت مرند توسط شورای اسلامی شهر و شهرداری مرند برگزار میشود.التماس دعا «

چند ساعت بعد متوجه شدم که این اس ام اس برای اکثر مردم شهر فرستاده شده است. همگی تصور کردیم مثل اینکه این شهرداری هم یه تکانی به خودش داده و سعی کرده است جشن آبرومندی برگزار کند. حوالی همین ساعتها که به سمت پارک ملت حرکت کردیم با ترافیک سنگینی روبرو شدیم ، همه مردم خوشحال به سمت پارک در حرکت بودند تا شاهد هنرنمائی های هنرمندان شهر باشند. وقتی به پارک رسیدیم به سختی داخل پارکینگ پارک جا برای پارک کردن ماشین پیدا کردیم . خلاصه توی پارک جا برای سوزن انداختن نبود. ولی از وقتب داخل پارک شدیم صدای اجرای برنامه شنیده نمیشد . من هم گفتم اینها مردم را سر کار گذاشته اند و هیچ برنامه ای در کار نیست. نزدیکتر که رفتیم دیدیم نه خیر سرکاری نبوده  ؛ ولی دست کمی از سرکاری نداشته است. یک آقائی که فکر میکرد خیلی بانمک صحبت می کنه – مثلا مجری بودن ایشون – در حال صحبت کردن بودند. که یکدفعه شروع کردن به صحبت از ازدواج و دخترها و پسرها و اینکه میان پرده طنزی در همین رابطه اجرا میشود . هنرمندان شهر که الحق و الانصاف در مراسم شبیه خوانی آقا امام حسین سنگ تمام می گذارند و حتی در یکی از مسابقات کشوری مقام هم آورده اند ، با انجام حرکات جلف و سبک و سخنان زشت سعی در خنداندن مردم داشتند که در این راه هیچ توفیقی کسب نکردند. کاملا مشخص بود که بجز چند جوان برنامه به مذاق خیلی ها خوش نیامده است. نکته جالبتر اینجا بود که با توجه به اطلاع رسانی زیاد برای حضور در این محل تعداد کمی صندلی در محل قرار داده بودند و جالبترش اینجا بود که وسط برنامه با وانت صندلی آوردند! واقعا که دیگه روی هر چی برنامه ریزه سفید کردن این مسئولین محترم شهر ما ! آخه یکی نیست بهشون بگه عزیز دل برادر شما که نمی تونین چرا خودتون و مردم رو به دردسر میندازین؟! ما هم که دیدیم وضعیت اینطوریه ، نموندیم تا ادامه این برنامه آبکی رو ببینیم.

* تازه یک سوال هم خیلی وقته که برام پیش اومده و جوابش رو تا حالا پیدا نکردم . چرا ما برای شادیها برنامه مشخصی نداریم و اصلا نمیدونیم چطور باید شادی کنیم. و دیگه اینکه من اصلا به این نوع شادیهائی که جدیدا توی مراسم عروسی مد شده اصلا اعتقاد ندارم. با اینکه خوشبختانه توی شهر و استان ما مراسم مختلط برگزار نمیشه ولی نوع پوشش و طرز رفتار خانمها در مراسم عروسی در بیشتر موارد زشت و زننده است ! واقعا چرا لباس مردم بیشتر از 30-40 سانت پارچه مصرف نمی کنه ؟ تازه این خانمها ادعا می کنند وقتی توی جمعی هستند که هیچ آقائی حضور نداره ، پس هرجور لباس بپوشند اشکالی ندارد. همینها  زمانی که مثلا یک آقائی وارد می شود با یک شال حریر سر و ته قضیه را هم می آورند!چرا بیشتر خانمها از دیدن جواهرات بقیه در مراسم عروسی مریض میشوند ؟خان داداش ما یک بار از خانمی صحبت میکرد که شب مراسم عروسی یکی از آشنایانش به درمانگاه مراجعه کرده بود. خان داداش ما هر چی دنبال مریضی چیزی گشته بود به نتیجه نرسیده بود که متوجه شده بود ؛ بــــــــــــــــــله خانم توی مراسم عروسی با دیدن جواهرات بقیه دچار فشار عصبی شده اند !!!!!!!! چرا بیشتر خانمها وقتی کنار هم می نشینند از دکور منزل فلانی و مارک یخچال  منزل همون فلانی _ داشته باشین تیزبینی رو که مثلا از توی پذیرائی مارک یخچال مردم رو تشخیص میدهند! _ و… صحبت می کنند. و کلی چراهای دیگه که هیچ جوابی برای هیچکدومشون ندارم! *
ولی امیدوارم همگی دست از این ظاهربینی برداریم و به ارزشها پای بند باشیم.

* اینها نظرات شخصی من بودند و من به همشون اعتقاد دارم.

پ . ن : تعدادی از دوستان در مورد آیکونهای مورداستفاده در وردپرس پرسیده بودند ؛اینجا این آیکونها را ببینید.

بعدا نوشت : روز پنج شنبه نوبت دندانپزشکی ام بود و دندانم توسط دندانپزشک پر شد. از آنجائی که پدرجان بنده بازنشسته ارتش هستند و از سالها قبل بیمه تکمیلی از حقوق ایشان کسر میشود ؛ آقای دکتر هزینه را داخل دفترچه من نوشتند تا با مراجعه به بیمه هزینه درمان را بگیریم. امروز که پدرجان به بیمه مراجعه کرده اند با سخنان جالبی مواجه شده اند . به ایشان گفته اند کسی که دندانش پر شده باید خودش بیاید و دندانش را به ما نشان دهد تا ما ببینیم آیا واقعا دندان ایشان پر شده است یا نه؟! ❗ اگر این آقای دکتر ، دندانپزشک هستند پس باید مهر و امضاشون یک جائی بدرد بخوره وگرنه چرا به ایشون مدرک و مجوز طبابت میدهند؟ یک پیشنهاد هم دارم : این کارمندهای بیمه خودشان بعنوان طبیب مشغول درمان بیماران شوند 🙂  اونموقع دیگر نیازی نیست تا برای تربیت پزشک و دندانپزشک اینهمه هزینه شود ! تازه صرفه جوئی در هزینه ها هم میشود! ….. مهم اینجاست که مثلا بیمه سعی دارد دروغگو را از راستگو تشخیص دهد و امثال بنده برای اثبات راستگوئی شان درمورد پر کردن دندان باید دندانشان را به مامور بیمه نشان دهد تا خدای نکرده پول مملکت هدر نرود…… اصلا یک سوال اگر چند تا دندان آدم پر شده باشه این مامور بیمه از کجا میخواهد بفهمد که اینها تازه پر شده اند یا قبلا پر شده بودند! 🙂

Read Full Post »

در همسایگی ما پسری امسال دندانپزشک خواهد شد. شاید تعجب کنید و با خودتان بگوئید خب مگه چه اشکالی داره؟! منم حالا اشکالشو براتون توضیح میدم. این آقا پسر بدلیل استعداد وافری !!!!!!!!!! که در تحصیل علم داشت پس از چند سال تلاش مداوم نتوانست دیپلمش رو بگیرد که به توصیه دوستان و آشنایان برای گرفتن دیپلم به شهر دیگری مراجعه کرد._حالا اینکه مکانیسم دیپلم گرفتن توی شهرها با هم فرق داره یا نه؟ خدا عالمه!_ خلاصه این جوان مصمم بعد از این پیروزی بزرگ_ همون گرفتن دیپلم _ برگشت . در حالیکه از این موفقیت عظیم در پوست خود نمی گنجید. سپس تمام تلاشش رو بکار بست که در کنکور موفق شود ولی متاسفانه حتی مجاز به انتخاب رشته نمیشد. مدتی از او بی خبر بودیم. تا اینکه متوجه شدیم که ایشان امسال دندانپزشک خواهند شد. این جوان مصمم وقتی مشاهده کرد که امکانات ایران نمیتونه جوابگوی نیازهای ایشون باشه ، به کشور اوکراین رفت و با کمال افتخار در یک کشور اروپائی مشغول تحصیل علم دندانپزشکی است. این جوان فرهیخته وقتی پس از سالها تلاش مداوم به وطن برمی گرده ، حتما روی تابلوی مطبش عنوان » فارغ التحصیل از اروپا » رو درج خواهد کرد تا مردم عزیز متوجه تفاوت ایشان با بقیه باشند و بدانند که ایشان چه رنجهائی را در راه این امر خطیر به جان خریده اند !

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: