Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘قرار وبلاگی’

امسال هم  توفیقی دست داد تا برای چهارمین سال پیاپی به زیارتش بروم. هر بار که به حرمش میروم شور و شوقم برای زیارت دوباره صد چندان میشود.  رافت امام رئوف را در جای جای حرم و در لحظه لحظه حضور میتوان با تمام وجود ، حس کرد .

برای برآورده شدن حاجاتتان دعا کردم و سلامتی و شادی و موفقیت همگی شما را از خدا خواستم. امیدوارم زیارت آقا امام رضا ( ع ) نصیب همه آرزومندان و عاشقان حضرتش شود . آمین

یکشنبه 23 خرداد دوست عزیزی را دیدم. منیژه نازنینم نویسنده وبلاگ »  پیوسته تردیدی هست… » دوست مشهدی عزیزم  را جلوی باب الرضا دیدم .

همانطور که فکر میکردم منیژه عزیزم بسیار مهربان و دوست داشتنی بود . کلی با هم صحبت کردیم . منیژه نازنینم غافلگیرم کرد و دو کتاب به من هدیه دادو در صفحه اول کتابها هم دست خط  زیبا و جملات پرمهرش بود که بیشتر خوشحالم کرد .  یکی از کتابها رو تا حالا خوندم ولی یکی رو هنوز نخوندم که در اولین فرصت می خوانمش . می خواستم قرآنی را که در فیلم » پرچمهای قلعه کاوه » از آن صحبت شده بود و کاتبش میرعماد نیشابوری بود را ببینم  ؛ از منیژه جان در مورد موزه پرسیدم که منیژه جان لطف کرد وبلیطش را خرید و بیشتر شرمنده ام کرد . داخل که رفتیم دیدیم موزه قرآن و نفایس کنار این موزه است که ساعت کارش هم صبح بود .  فردای اون روز ، خودم رفتم به اون موزه و کلی هم عکس گرفتم .  خلاصه کلی خوش گذشت و از اینکه یک دوست وبلاگی دیگر هم تبدیل به دوست حقیقی ام شد بسی مشعوف شدم. عکس زیر مربوط به ضریح امام رضا در دوران قاجار است .

ضریح امام رضا مربوط به دوران قاجار

صبح روز دوشنبه 24 خرداد به موزه قرآن و نفایس رفتم تا قرآن میر عماد نیشابوری را ببینم. مدتها قبل از طرف اداره بازنشتگی ارتش کارتی به پدرجان داده شده بود که متعلق به سازمان ایرانگردی و جهانگردی بود و با استفاده از آن کارت بازدید از کلیه موزه ها و مکانهای تاریخی رایگان بود . یاد این کارت افتادم و اینکه این کارت را همراه دارم. وقتی به مسئول فروش بلیط نشانش دادم گفت اینها اعتبار ندارند حتی سازمان ایرانگردی و جهانگردی هم اینها را قبول نمی کند جالب است بدانید اعتبار این کارتها تا سال 92 است !!! بعله کلی کارت با هزینه زیاد چاپ کرده اند و هیچ کجا هم این کارتها را نمی پذیرد. این هم چند عکس از موزه قرآن و نفایس .

قرآن منسوب به امام حسین ( ع )

ماکت کعبه

پرچمهای حرم مطهر امام حسین ( ع )

صبح روز 25 خرداد ،برای آخرین بار در سفر امسالمان به مشهد به حرم رفتیم. راننده ای که ما را به هتل بازگرداند انسان جالبی بود . از ظواهر پیدا بود که قصد دارد به زائرین آقا امام رضا خدمت کند. به گفته خودش برای مسافرین قبلی اش نان هم خریده بود و به هتلشان رسانده بود و از آنها پول نگرفته بود ، بطوریکه مسافر قبلی یادش رفته بود پول نان را هم بپردازد. پدرجان می خواست نان بخرد ، به آقای راننده گفت لطفا نگه دارین تا من پیاده بشم. آقای راننده متوجه شد که پدرجان به قصد خرید نان پیاده میشود ؛ آقای راننده نگذاشت پدرجان پیاده شود و گفت فقط بگین چند تا بخرم و سریعا نان را گرفت و برگشت.

از مشهد به سمت شمال حرکت کردیم و دو روز هم در رامسر ماندیم . شمال مظهر قدرت  خداست . کوههای سرسبز و دریای با عظمت براستی که گواه روشنی بر قدرت خداست.

در ساحل رامسر آقائی برای پسر کوچکش از گل لاک پشت و قورباغه و گوسفند درست میکرد ، ما هم ایستاده بودیم و تماشا میکردیم و از هنر ایشان عکس هم گرفتیم. چون هوا تاریک بود عکسها خوب نیفتاده اند وگرنه اینجا میگذاشتمشان.

تله کابین رامسر به طول 4 کیلومتر ، تا قله 700 متری از سطح دنیا کشیده شده است . بر فراز قله تفریحگاهی دیدنی ساخته شده است . از آن بالا مرز دریا و آسمان اصلا مشخص نیست. این هم عکسی از فراز قله ، از بام رامسر از دریای باعظمت و آبی بیکران .

عکسی از فراز بام رامسر از پیوستگی دریا و آسمان

بعدا نوشت : بدلیل فیل.تر شدن وردپرس این مطلب رو در بلاگها گذاشتم که چون وردپرس از فیل.تریت دراومد آوردمش اینجا. البته بلاگها کامنتهای دوستان رو خورده. ولی چون یک نسخه از کامنتها به ایمیلم فرستاده میشه اگر بتونم کامنتهای دوستان رو هم به اینجا منتقل می کنم.

Advertisements

Read Full Post »

هر وبلاگی نویسنده ای دارد که از افکار و عقاید و تمام آنچه دوست دارد بنویسد ، می نویسد. دیدن کسی که تا بحال فقط نوشته هایش را خوانده ای بسیار هیجان انگیز است ، مخصوصا آنکه آن دوست عزیز همکلاس خان داداش توی دانشگاه هم بوده و من فقط ایشان را در یک عکس دسته جمعی کلاسی که تار هم افتاده بود ، دیده بودم. این دوست عزیز کسی نبود جز نویسنده وبلاگ لژیونلا که به من افتخار دادند و همراه دو فرشته کوچولو و نازشون آقا نیما و درسا خانوم قدم بر چشم من گذاشتند و دعوتم را پذیرفتند. اینجا هم بیشتر شرمنده ام کردند. کوچولوهای ناز خانوم دکتر عین خودشون دوست داشتنی بودند. از دیدنشان بسی مشعوف شدم . درسا خانوم نازنین ، گل سر قشنگش رو به من نداد ؛با اینکه گفتم اگر گل سرت رو ندی عقده ای میشم بعدش میرم معتاد میشم ها ! خلاصه اینکه اگر معتاد شدم بدونین دیگه چرا معتاد شدم !! تازه متوجه شدم خانوم دکتر در راستای شغل موردعلاقه آقا نیما هم دست به تشویش اذهان عمومی زده بودند !! آقا نیما دوست دارند در آینده از درآمدهای پدر و مادرشان استفاده بنمایند ! خودم ازشون پرسیدم و سرشون رو به علامت تائید نشان دادند. درسا خانوم خوشگل هم از 1 تا 100 شمرد . اینقدر این کوچولوها ناز بودند که قابل وصف نیست. امیدوارم خانوم دکتر مهربان و فرزندان نازنینشون همیشه شاد و سالم و پرانرژی و سرزنده باشند . براشون بهترینها رو آرزو می کنم.

 

 

اگر خدا بخواهد دوباره توفیق زیارت امام رضا ( ع )  نصیبمان خواهد شد. اگر توفیق نصیبم شد و در حرمش حضور یافتم ( البته حضور مادی بی حضور معنوی بی تاثیر خواهد بود  و حضور مادی با حضور معنوی بسی دلنشین و زیباست ) آرزومند تمام آرزوهایتان خواهم بود . بهترینها را برای همه شما آرزو می کنم.

پ . ن : قرار است روز 19 خرداد حرکت کنیم ولی چون احتمالا فرصتی برای آپ کردن نخواهم داشت  و اینکه پارسال قبل از رفتن به مشهد قصد داشتم مطلب جدیدی بنویسم و بدلیل قطع شدن اینترنت نتوانستم  ؛ این مطلب را در همین پست آوردم . اگر خوبی بدی دیدید حلال کنید و به بزرگی خود بر من ببخشائید که قصدی در کار نبوده است.

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: